احمد مجد الاسلام كرمانى

520

سفرنامه كلات ( فارسى )

از افاغنه كشته شد اشرف نيز باصفهان پناه برد ، در آنجا با اتباع خود مصلحت بينى كرده و مصمم شدند كه تمام اهالى را بقتل برسانند و عمارت و خانه‌هاى اهالى را آتش بزنند و بعد از آن با آنچه از اموال كه حمل توانند كرد ، از اصفهان حركت نمايند ، هنوز اين قصد وحشيانه را بمقام اجرا نياورده بودند كه جاسوسان اشرف خبر فرستادند كه قشون ايران به سمت شهر در حركت است اشرف همين‌كه اين خبر را شنيد ، اتباع خود را بعمارت خواست و حكم كرچه جواهر و نقدينه كه در آنجا مبلغى گزاف بود ، بار كرده و با او بردند ، چون چاره جز فرار براى آنها نبود ، چنان در اجراى اينحكم تعجيل كردند كه دو ساعت از ظهر گذشته ، يك نفر افغان در شهر ديده نميشد ، ايرانيها كه پنهان بودند بيرون آمده و شروع بغارت خانه‌ها نمودند جمع كثيرى هم از دهقانهاى اطراف به شهر هجوم آوردند ، كه قسمتى از غنيمت ببرند ولى غفلتا هزار و پانصد نفر از قشون « طهماسب قليخان » رسيد و جمعيت او باش ناپديد شدند ، صاحب منصبان داخل عمارت شده و قراول بدروازه‌ها گذاشتند روز بعد كه در سنه 1143 هجرى بود ، طهماسب قليخان با تمام قشون خود وارد اصفهان شد و در آنجا به تهيه لباس براى قشون پرداخت و اموال منهوبه را از اهالى گرفته بقشون تقسيم كرد ، جمعى از اينكه بتعاقب افغانها نشتافت متعجب شدند و چند روز بعد معلوم گرديد ، شاه طهماسب سه هفته بعد وارد شد و از ملاحظه خرابيهاى وارده بر عمارات سلطنتى فوق العاده متأثر شد و گريه ميكرد ، كه زنى او را در آغوش گرفت معلوم شد كه مادر شاه است كه در ذى خدمتگذاران ميزيسته كه كسى او را نشناسد و بعد از ورود او طهماسب قليخان صريح گفت كه : « اگر قدرت كامل به او داده نشود كه در هرجا آنچه لازم است از ماليات براى مخارج قشون بگيرد از رياست استعفا كرده بولايت خود مراجعت خواهد نمود ، چرا كه يقين است كسانى كه بايد تهيه و اسباب به او برسانند غفلت خواهند نمود